نتوکراسی

حسن خسروي

آيا تابــه حال به پيدايش و كاركرد مفاهيمي نظير بوروكراسي و دموكراسي و....فكر كرده ايد؟ پيدايش اين قبيل اصطلاحات در جغرافياي اداري و اجتماعي كشورها و سازمانها چگونه بوده و ارائه دهندگان آنها چه اهدافي را دنبال مي كرده اند؟ آيا سازمانها در پياده سازي مفاهيم فوق موفق بوده اند يا بعضاً مقهور طرف مقابل شده اند؟ آيا بوروكراسي واقعاً در تمام كشورها يك مفهوم را دنبال كرد يا نه در جايي يار راه بود و در جايي ديگر مخل سيستم اجتماعي و مزاحم نظام اداري؟ و آيا دموكراسي در ميان جوامع به يك گونه اعمال گرديد؟

پرسشهاي فوق و دهها سوال ديگر،همواره در ذهن دانشمندان و نظريه پردازان ذيربط قرار داشته و هنوز هم عرصه براي تبلور ساير ديدگاهها وجود دارد. سرعت تغيير در ابعاد گوناگون زندگي آدمي به گونه اي پرشتاب است كه باعث شده عمر نظريات و تئوري هاي ارائه شده توسط صاحبان انديشه، چندصباحي بيشتر دوام نداشته باشند و بدين جهت است كه امروزه شاهد هستيم هر از گاهي يك نظريه ارائه شده و مدتي بعد به قفسه آرشيو سپرده مي شود.

در نيم قرن اخير، رشد و توسعه ناشي از آثار وقوع انقلاب صنعتي و تحولات فرهنگي و اجتماعي كشورها به طرز شگفت آوري با كاركرد و تاثيرات كامپيوتر و شبكه هاي ارتباطي و مخابراتي پيوند خورده تاحدي كه يكي دو دهه حاضر را عصر انفجار اطلاعات، كامپيوتر و ارتباطات ناميدند. اما آيا داستان به همين جا ختم مي شود؟ مسلماً پاسخ منفي است. زماني حكومت و فرمانروايي از آن پادشاهان و سلاطين بود ولي دنياي كنوني در تسخير شبكه اينترنت است.

امروزه سكان هدايت در دستان شبكه هاي اينترنتي است و از اين روست كه مفهومي جديد پا به عرصه وجود گذارده تحت عنوان »نتوكراسي«. نتوكراسي(NETOCRACY) يعني حكومت شبكـــه هاي اينترنتي. پديده هايي مانند تكنولوژي اطلاعات(IT) ، سازمانهاي مجازي، دولت الكترونيكي و... تماماً به مدد اينترنت است كه توانسته جاي خود را در جامعه باز كند.

فعاليتهاي تجاري و انجام مكاتبات اداري در منزل، كاهش سفرهاي درون شهري و خريدهاي اينترنتي، ساخت و توزيع كارتهاي اعتباري جديد، مذاكره و چانه زني، آموزش و بازاريابي و... از جمله مواردي هستند كه ما را در چنبره حضور و تسلط و حكومت اينترنت انداخته و خواه ناخواه ناگزير به همراهي و تطابق با آن هستيم.

امروزه كسي نمي تواند حاكميت اينترنت را ناديده بگيرد و يا با آن سر ناسازگاري داشته باشد. امروزه جوامع و سازمانها نمي توانند از آثار و برنامه هاي اينترنت خود را بي نياز بدانند و اين حقيقتي انكارناپذير است.

حال كه شاهد دوران طلايي اينترنت هستيم بايد بتوانيم به خوبي از اين مركب چموش استفاده كنيم. شهروندان حاكميت اينترنت، بايستي شهرونداني رشد يافته و اهل پويايي و رشد و ترقي باشند تا بتوانند همگام با قافله پرسرعت علم و تكنولوژي، روزگار را به خوبي سپري كنند.