| چند اشتباه مؤسسین شرکتها در آغاز کار | |
|
| اشتباهات مؤسسین شرکتها در آغاز کار عبارتند از | |
|
۱) دلایل معقول و صحیحی برای شروع این کار ندارید اگر تازه از کار قبلی اخراج شده اید، بگذارید مدتی زمان بگذرد تا بتوانید نقاط ضعف و قدرت خود را تا حدی بشناسید قبل از اینکه پول و انرژی خود را در یک کار مخاطره آمیز بریزید مگر اینکه قبلاً تحقیقات لازم را انجام داده باشید. نقشه ای برای زود پولدار شدن وجود ندارد. از طرف دیگر، اگر این کاری است که از مدتها پیش می خواستید انجام دهید و تحقیقات خود را انجام داده اید، نقشه ای برای کار دارید و خوب جوانب کار را در نظر گرفته اید، رویاهایتان را دنبال کنید—اما با چشمانی کاملاً باز. ۲) نقشه ای طولانی مدت برای این کار ندارید کسی که شرکتی را تاسیس می کند باید خیلی بیشتر از ۶ |
ادامه مطلب
تیر خلاص به قلب شرکت های آب وفاضلاب روستایی
تاسیس شرکت های آب وفاضلاب روستایی به منظورتامین آب شرب روستائیان و خدمات رسانی بهتر به روستاییان غیور کشوردر سال 74 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید ودر سال 77زیر نظر جهاد سازندگی ومدیریت مستقل در تمامی استانها تشکیل گردید .
هدف از تاسیس این شرکت ها این بود که تاسیسات آب شربی که در روستا ها در زمان جهاد انجام می گرفت بدون نگهداری رها می شد وهزینه هایی که صرف این پروژه ها شده بود پس از چند سال وسوئ استفاده بعضی اهالی از قبیل ایجاد انشعابات غیر مجاز واستفاده های غیر متعارف عملا ثروت ملی را نا بود می کرد .در این میان برای جلوگیری از این مسائل وخدمات رسانی بهتر مانند رفع معایب پمپ ها ،اتفاقات وحوادث ،کلرینه کردن آب و...این شرکت ها به وجود آمد .شرکت از بدو تاسیس تا کنون زیر نظر جهاد سازندگی ،جهاد کشاورزی وفعلا زیر نظر وزارت نیرو و شر کت مهندسی آب وفاضلاب کشور می باشد
اما این شرکت ها با سیاست های غلط دولت متحمل زیانهای غیر قابل جبران شده اند از جمله این کارها فروش واحد هایی بود که شرکت ها در تهران خریداری کرده بود ند .این واحد ها اغلب 75 متری بودند که پرسنل اداری شرکت زمان مراجعت از شهرستان به تهران از آن استفاده می کردند . از این را ه شرکت ها نه تنها زیان کمتری را متقبل می شدند بلکه درهزینه های شرکت ملیاردها تومان صرفه جویی می شد . اما با فروش این واحد ها هزینه شرکت ها به شدت افزایش یافته و
فقط در سال گذشته بالغ بر 20میلیا رد تومان صرف هتل وهزینه های جانبی شده است .
اما شاهکار دیگر دولت کریمه که تیر خلاصی است برقلب این شرکت ها این است که در سکوت مجلس وشورای نگهبان ومراکز نظارتی، این شرکت خدمات رسان
با میلیاردها تومان امکانات وثروت دولتی(تاسیسات آبرسانی ،مخازن ،ماشین آلات سنگین وسبک ساختمانهای اداری ،و...) به شرکت غیر انتفاعی شهری واگذار می شود . جالب اینجاست مسئولین کلیه متولیان را از بکار بردن واژه ادغام منع نموده واستفاده از واژه یکپارچه سازی را عنوان می کنند .
عجییب تر این که اخیرا مجلس برای خدمات رسانی بهتر به روستاییان( پست بانک ها) را ازواگذاری ها استثنا کردند ولی در این امور که با بهداشت وسلامتی روستائیان در ارتباط است مهر سکوت بر لب زده اند
در بيشتر تاريخ بشر، الگوهاي سلسله مراتبي بالا به پايين حاكم بوده است. در آن هنگام عده معدودي صاحب قدرت بودند كه هنجارهاي جامعه را تعيين و به بقيه تحميل ميكردند. مفهوم «حق با قدرت است» جاري بود و فقط قدرتمندان تصميم ميگرفتند. تكليف بقيه نيز روشن بود: گفتار، كردار و حتي پندار در محدوده هنجارهاي معين. منابع اين هنجارها معمولا جادو، خرافات و تمايلات صاحبان قدرت بود. اكثر مردم برده صفت بودند و قهرمان را كساني ميدانستند كه به جايشان فكر كند، و به عبارتي اربابي كند.
در سدههاي اخير، همگام با شكوفايي دانش و فناوري، تغييرات بزرگي در شيوههاي تفكر بوجود آمد و بشر بنابر نياز، از روشهاي ابتدايي به روشهاي مدرن گام نهاد. در اين شيوه، تفكر منطقي و تحليلي يعني «درك كل نيازمند درك اجزاء است» رايج شد و بشر ياد گرفت براي انجام كارهاي بزرگ، آنها را به اجزاي كوچكتر بشكند ولي دنيا همچنان دنياي قطعيت بود.
در دنياي مدرن همانند دنياي قديم متفكر وجود داشت، با اين تفاوت كه در دنياي مدرن متفكرين ياد گرفتند با هم بنشينند و گفت و شنود كنند ولي باز هم پارادايم قبلي جاكم بود، يعني همان قاعده رايج بالا به پايين! يعني حتما رئيسي لازم بود كه در جهت، روند و نتيجه جلسه
ادامه مطلب
و کودک از نور چشم مادر
خواندن و نوشتن می آموزد
وقتی کمی بزرگتر شد
... کیف مادر را خالی می کند
تا بسته سیگاری بخرد
بر استخوان های لاغر
و کم خون مادر راه می رود
تا از دانشگاه فارغ التحصیل شود
وقتی برای خودش مردی شد
پا روی پا می اندازد
و در یکی از کافه تریاهای روشنفکران
کنفرانس مطبوعاتی ترتیب می دهد و می گوید :
عقل زن کامل نیست ...
چکيده: امروزه اطلاعات و دانش با زندگي بشر چنان درهم آميخته شده است که عصر حاضر را عصر اطلاعات ناميدهاند.طبق گفته آلوين تافلر بي سواد قرن 21،کساني نخواهند بود که خواندن ونوشتن نمي دانند، بلکه کساني هستند که نتوانند ياد بگيرند يا ياد دهند. در اين شرايط نقش انسان در سازمان و نوع نگاه به او، سهم بسزايي در موفقيت يا شکست سازمان خواهد داشت. در مديريت علمي تيلور، انسان چيزي جز ابزار کار تلقي نمي شد. با ظهور نهضت روابط انساني، نوع نگاه به انسان تغيير کرد و به تدريج در کنار منابع مختلف سازمان چون منابع مالي، تکنولوژيک، اطلاعاتي و ... منابع انساني نيز مطرح شد. اکنون صحبت از سرمايه انساني است. با آغاز هزاره سوم، هر روز نقش منابع انساني پررنگ تر شده و اکنون از آن به عنوان تنها عامل کسب مزيت رقابتي پايدار ياد مي شود. اين امر خصوصا" در اقتصاد دانش امروز بيش از پيش به حقيقت پيوسته است. در مقاله حاضر هدف برآن است تا با تشريح شرايط جديد پيش روي مديران منابع انساني در اقتصاد دانشي، نقشها و چالشهاي فراروي مديريت منابع انساني شناسايي و تصوير نسبتا جامعي از وضعيت مديريت منابع انساني در آغاز
ادامه مطلب
علل عدم صداقت در سازمان ها و نقش مديران در ترويج صداقت
مفاهيم صداقت و لزوم پايبندي به آن در سازمان
چکيده
عده اي فکر مي کنند صداقت و راستگويي صرفا يک مساله اخلاقي است و از اين رو ناخودآگاه مي خواهند آن را در بررسي مسائل و مشکلات اجتماعي به حاشيه برانند، اما بايد گفت که صداقت و دروغگويي موضوعي کليدي در فهم و نقد کليه حوزه هاي اجتماعي است نقش آن در اقتصاد و تجارت کمتر از سرمايه، نيروي انساني و ديگر عوامل نيست. دراين مجال برآنيم تا مفاهيم صداقت و لزوم پايبندي به آن در سازمان، علل عدم وجود صداقت در سازمان ها، آسيب شناسي سازمان در توسعه ارزشها و اصول اخلاقي و درپايان نقش مديران در افزايش صداقت و درستکاري در سازمان رامورد بررسي قراردهيم. اميد که بتوانيم يادآور فطرت پاک انسان باشيم، چرا که معتقديم انسانها فطرتا پاک و درستکار آفريده مي شوند و نيازها وشرايط حاکم باعث مي شود ذات خود رافراموش نمايند.
1- مفاهيم و تعريف صداقت
دهخدا در لغت نامه خود صداقت و راستگويي را سخن راست، قول حق، فعل و عمل حق مي داند و دروغگويي را سخن ناراست، قول ناحق، خلاف حقيقت، مقابل راست و
ادامه مطلب
در عجبم از زنان که از خدای به این بزرگی
فقط شوهر میخواهند و از شوهر به این درماندگی
همه دنیا را !!!!!!!!!!!
مدیریت استبدادی
به این معنی است که مدیر تصمیمهایش را انفرادی میگیرد، بدون توجه زیاد به زیر دستان. در نتیجه این تصمیمات مدیر هستند که نظر و شخصیت او را منعکس میکنند؛ و طبیعتا اگر مدیریت خوب باشد، میتواند تصویری از اعتماد به نفس را به وجود آورد. از طرفی دیگر زیر دستان ممکن است بیش از حد وابسته به رهبران شوند و احتمالا نظارت بیشتری لازم شود. مدیران استبدادی دو دسته اند:
- مدیران دستوری Directive که تصمیمات را خودشان میگیرند و مدیران ارشد مورد قبول.
- مدیران آسان گیر Permissive که باز تصمیمات را خود میگیرند اما به زیر دستان در نحوه اجرایی کردن آن آزادی عمل میدهند.
مدیریت پدرانه
در واقع نوع شدید مدیریت پدرانه همان مدیریت دیکتاتوری است اما تصمیمات به نحوی گرفته میشوند که رغبت کارکنان نیز مانند تجارت مورد توجه قرار میگیرند. یک مثال خوب در این مورد میتواند دیوید برنت و مایکل اسکات باشد که مدیریت یک نمایش تلویزیونی تخیلی رو بر عهده داشتند. به این شکل که مدیر اکثر تصمیمات را به کارکنان شرح میدهد و از اینکه احتیاجات اجتماعی و تفریحی شان تامین است اطمینان حاصل میکند. این میتواند کمبود ایجاد انگیزه در کارمندان را که از سوی مدیریت استبدادی ایجاد میشود را تعدیل کند. ارتباط معمولاً از بالا به پایین است، فید بک و بازخوردی که به مدیر میرسد باعث تشویق و دلگرمی مدیر میشود. این نوع مدیریت آن زمان بیشترین تاثیرخود را دارد که وفاداری را در کارمند ایجاد میکند. رهبری قشر فقیر، قدردانی از اهمیت دادن به نیازهای اجتماعی. عواملی هستند که این نوع مدیریت را در وابسته کردن کارکنان به مدیر شبیه مدیریت استبدادی میکنند.
مدیریت دموکراتیک
در نوع دمکراتیک مدیر به کارکنان این اجازه را میدهد تا در تصمیم گیری شرکت کنند: در اینصورت تمامی تصمیمها با موافقت اکثریت همراه خواهند بود. ارتباطات در هر دو جهت گسترده هستند (از کارکنان به مدیران و برعکس). این نوع مدیریت مخصوصا زمانی مفید است که بایستی تصمیمهای پیچیده ای گرفته شوند که به تعدادی امور تخصصی نیازمند هستند: برای مثال وقتی که یک سیستم جدید ICT نیاز به استقرار در مکانی دارد، و مدیر بالایی سواد کامپیوتری ندارد. از نقطه نظر کلی تجارت، رضایت از کار و کیفیت کار بهبود خواهد یافت. هرچند فرآیند تصمیم گیری شدیداً کند میشود، و نیاز به جلب رضایت شاید از گرفتن "بهترین" تصمیم جلوگیری کند. و حتی به نقطه مقابل یک تصمیم خوب نایل شود. همانند مدیران استبدادی، مدیران دمکراتیک نیز به دوس دسته تقسیم میشوند: یعنی: آسان گیر و دستوری.
مدیریت آزاد یا عدم مخادله ای
در نوع آزاد مدیریت، نقش مدیر جنبی است و کارمندان حوزههای کاری خود را مدیریت میکنند؛ بنابراین مدیر از وظایف کنار میرود و اقدامات ناهماهنگ رخ میدهد. ارتباطات در این نوع افقی است. بدین معنی که در هر دو سو یکسان است، هرچند در قیاس با سایر انواع ارتباطات کمتری رخ میدهد. این نوع مدیریت در گروههای حرفه ای و خلاق کارکنان بهترین حالت را ارایه میدهد، هرچند اکثرا عمدا رخ نمیدهد و خیلی ساده ناشی از یک مدیریت ضعیف است. این نهایتا به تضعیف تمرکز کارکنان و گم کردن هدف ختم میشود، که کم کم به نارضایتی هرچه بیشتر و تصویری ضعیف از شرکت ختم میشود.
ادامه مطلب
در تله های تصمیم گیری نیفتید
اغلب افراد به تصمیمی که می خواهند بگیرند خیلی اهمیت می دهند ولی مدیریت آن را دست کم می گیرند؛ در حالی که باید بدانید ۲ احتمال کلی بعد از گرفتن تصمیم وجود دارد:
۱) مدیریت غلط و نتیجه ای متوسط
۲) مدیریت درست و نتیجه ای فوق العاده
ما برای اینکه بتوانیم اوج بگیریم و به بهترین نتیجه برسیم به هر دوی این عوامل «تصمیم گیری خوب و مدیریت آن» با هم احتیاج داریم و این مساله هم با اولویت بندی های خودمان آغاز خواهد شد. با تمام تصمیم هایی که ما در روز می گیریم چگونه می توانیم پیش بردن آنها را اولویت بندی کنیم؟
من می خواهم یک شیوه خیلی ساده را که سال هاست از آن استفاده می کنم، به شما یاد بدهم. من هر روز صبح، برای مدت ۵ دقیقه به تقویم نگاه می کنم و از خودم سوالی بسیار ساده می پرسم: «از بین تمام افرادی که امروز می خواهم ببینم و از بین تمام کارهایی که امروز می خواهم انجام بدهم، کدام یکی اتفاق اصلی و مهم امروز من است؟» چطور بفهمیم چه چیزی اصلی ترین و مهم ترین اتفاق است؟ چند سوال ساده وجود دارد که من با پرسیدن آنها از خودم می توانم این موضوع را تشخیص دهم:
۱) کدام یک واقعا از نیازهای من است؟
۲) کدام یک به من بهترین بازدهی را برمی گرداند؟
۳) کدام یک باعث پیشرفت من می شود؟
هر روز صبح ۵ دقیقه برای جواب دادن به این سوال ها وقت بگذارید. وقتی اصلی ترین کارتان انتخاب شد، من از شما می خواهم بیشتر از بقیه کارها و وظایف تان روی آن وقت و انرژی بگذارید و تمرکز کنید. نیازی نیست شما در انجام همه وظایف و کارهای تان خوب باشید ولی شما باید آماده باشید تا بتوانید مهم ترین اتفاق روزتان را رقم بزنید.
● تله های تصمیم گیری
اغلب اوقات رهبران و مدیرها در تله هایی می افتند که باعث می شود تصمیم هایی نادرست بگیرند. شاید آنها متوجه نباشند که روش تصمیم گیری شان اشتباه بوده یا اینکه دقت کافی را نداشته اند. در اینجا به تله های پنهانی اشاره می کنم که می توانند تلاش های
ادامه مطلب
روانشناسی افراد از روی لباس
لباس های تنگ: افرادی که لباس های تنگ میپوشند عموماً افرادی مغرور و زود رنج اند. همچنین افرادی بسیار جذاب هستند. افرادی شایسته و معقول اند.
لباس های گشاد: افرادی که لباس های گشاد میپوشند افرادی بخشنده هستند. به هیچ وجه حسود نبوده و دوستان زیادی دارند. فداکار و صادق نیز هستند.
لباس های تیره: افرادی که لباس های تیره میپوشند عموماً افرادی خودخواه بود و بسیار خونسرد هستند. به ندرت عصبانی می شوند و سلیقه ی خوبی در انتخاب لباس دارند.
لباس های روشن: افرادی که لباس های روشن میپوشند افرادی فداکار و صادق هستند. افرادی مهربان و شوخ طبع هستند و عاشق صلح و صفا و آرامش اند.
سبز:
انتخاب رنگ سبز برای لباس معمولاً نشان دهنده آن است که صاحبان آن, شخصیتی قوی و اراده ای بالا دارند. در تصمیم گیری ها خیلی محکم عمل کرده و تا حدی خود رأی و مغرورند. این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند و در کمک به دیگران پیشقدم می شوند.
آبی:
اکثر آبی پوشها دارای نگاهی عمیق بوده وشخصیتی حساس وشفاف دارند .این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران منتقل می کنند و به همین نسبت شجاعت و جرأت ویژه ای هم از خودشان نشان می دهند . آنها زندگی را زیبا دیده و بیشترین تلاش را برای استفاده بهینه از آن می کنند.
مشکی:
بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان دهنده آن است که این افراد انسانهایی رؤیایی هستند که در فضایی شاعرانه زندگی می کنند و در عین حال بسیار دست و دلبازند و تلاش میکنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته و گرهی از مشکلات آنها باز کنند. آنها بسیار اجتماعی، ظریف و ساده پسند هستند.
قهوه ای:
این افراد سمبل مهربانی و محبت هستند. برخی روان شناسان می گویند رنگ قهوه ای هر چه تیره تر باشد مهر ومحبت صاحبش بیشتر است. این افراد بسیار خونسردند و تقریباً هر چه را می خواهند به راحتی تصاحب می کنند. آنها در بدترین شرایط می توانند بهترین تصمیم ها را اتخاذ کنند.
خاکستری:
انتخاب رنگ خاکستری نشان دهنده این نکته است که این افراد معمولاً شخصییتی آرام و با اعتماد به نفس دارند. هر چند روان شناسان میگویند افرادی که دل در گرو رنگ خاکستری دارند , دو دسته هستند : یا از شخصیتی عصبی وانقلابی دارند وهمیشه به دنبال آرامش می گردند. آنها در مجموع انسانهایی سر سخت و سنگین دل هستند. نفوذ کردی برای همیشه در دلشان جای خواهی داشت.
سفید:
افرادی که لباسهای سفید را دوست دارند انسانهای خوش قلبی هستند و همیشه به دنبال دوست می گردند. این افراد معمولاً از کودکی روی پای خود بزرگ شده و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند . در موقعیت های کاری, همیشه در حال ساختن نردبانی برای بالا رفتن از آن هستند, چرا که معتقدند از هر فرصتی باید استفاده کرد.
رنگهای روشن:
انتخاب این نوع رنگها, نشان دهنده این است که این افراد بشدت سر شار از انرژی مثبت بوده و عشق و بالندگی را به اطراف خود پخش میکنند. دیدار با این افراد, اگر چه ممکن است همیشه خوشایند نباشد, اما بازگیری انرژی مثبت و سازنده از آنها می تواند بقیه روز را برای شما زیباتر , دلچسب تر و قابل تحمل تر سازد.
بحث آینه های دو طرفه، بله افرادی به این روش از شما در حالیکه در هتل یا اتاق پرو یا در حمام یا دستشویی هستید فیلم یا عکس تهیه کرده و به معرض دید عموم می گذارند. پس حتما قبل از اینکه از محل های دارای آینه استفاده کنید از یکطرفه بودن آن مطمئن شوید!
اما چطور؟

انگشت خود را روی آینه قرار داده. اگر بین انگشت شما و تصویر آن یک فاصله ای باشد، این آینه واقعی است. اگر انگشت شما به تصویرش چسبیده باشد، این آینه دو طرفه است و فردی دارد شما را مشاهده می کند.
دلیل : چون در آینه واقعی لایه جیوه در پشت شیشه است ولی در آینه های دو طرفه لایه جیوه در روی سطح شیشه است. از همه شما دوستان خوبم انتظار دارم این موضوع را برای آشنایان خود مطرح کنید و نگذارید عده ای سودجو و فرصت طلب، آبروی فرد یا خانواده ای را مورد سوء استفاده قرار دهند.
حسن خسروي
آيا تابــه حال به پيدايش و كاركرد مفاهيمي نظير بوروكراسي و دموكراسي و....فكر كرده ايد؟ پيدايش اين قبيل اصطلاحات در جغرافياي اداري و اجتماعي كشورها و سازمانها چگونه بوده و ارائه دهندگان آنها چه اهدافي را دنبال مي كرده اند؟ آيا سازمانها در پياده سازي مفاهيم فوق موفق بوده اند يا بعضاً مقهور طرف مقابل شده اند؟ آيا بوروكراسي واقعاً در تمام كشورها يك مفهوم را دنبال كرد يا نه در جايي يار راه بود و در جايي ديگر مخل سيستم اجتماعي و مزاحم نظام اداري؟ و آيا دموكراسي در ميان جوامع به يك گونه اعمال گرديد؟
پرسشهاي فوق و دهها سوال ديگر،همواره در ذهن دانشمندان و نظريه پردازان ذيربط قرار داشته و هنوز هم عرصه براي تبلور ساير ديدگاهها وجود دارد. سرعت تغيير در ابعاد گوناگون زندگي آدمي به گونه اي پرشتاب است كه باعث شده عمر نظريات و تئوري هاي ارائه شده توسط صاحبان انديشه، چندصباحي بيشتر دوام نداشته باشند و بدين جهت است كه امروزه شاهد هستيم هر از گاهي يك نظريه ارائه شده و مدتي بعد به قفسه آرشيو سپرده مي شود.
در نيم قرن اخير، رشد و توسعه ناشي از آثار وقوع انقلاب صنعتي و تحولات فرهنگي و اجتماعي كشورها به طرز شگفت آوري با كاركرد و تاثيرات كامپيوتر و شبكه هاي ارتباطي و مخابراتي پيوند خورده تاحدي كه يكي دو دهه حاضر را عصر انفجار اطلاعات، كامپيوتر و ارتباطات ناميدند. اما آيا داستان به همين جا ختم مي شود؟ مسلماً پاسخ منفي است. زماني حكومت و فرمانروايي از آن پادشاهان و سلاطين بود ولي دنياي كنوني در تسخير شبكه اينترنت است.
امروزه سكان هدايت در دستان شبكه هاي اينترنتي است و از اين روست كه مفهومي جديد پا به عرصه وجود گذارده تحت عنوان »نتوكراسي«. نتوكراسي(NETOCRACY) يعني حكومت شبكـــه هاي اينترنتي. پديده هايي مانند تكنولوژي اطلاعات(IT) ، سازمانهاي مجازي، دولت الكترونيكي و... تماماً به مدد اينترنت است كه توانسته جاي خود را در جامعه باز كند.
فعاليتهاي تجاري و انجام مكاتبات اداري در منزل، كاهش سفرهاي درون شهري و خريدهاي اينترنتي، ساخت و توزيع كارتهاي اعتباري جديد، مذاكره و چانه زني، آموزش و بازاريابي و... از جمله مواردي هستند كه ما را در چنبره حضور و تسلط و حكومت اينترنت انداخته و خواه ناخواه ناگزير به همراهي و تطابق با آن هستيم.
امروزه كسي نمي تواند حاكميت اينترنت را ناديده بگيرد و يا با آن سر ناسازگاري داشته باشد. امروزه جوامع و سازمانها نمي توانند از آثار و برنامه هاي اينترنت خود را بي نياز بدانند و اين حقيقتي انكارناپذير است.
حال كه شاهد دوران طلايي اينترنت هستيم بايد بتوانيم به خوبي از اين مركب چموش استفاده كنيم. شهروندان حاكميت اينترنت، بايستي شهرونداني رشد يافته و اهل پويايي و رشد و ترقي باشند تا بتوانند همگام با قافله پرسرعت علم و تكنولوژي، روزگار را به خوبي سپري كنند.
هوش معنوی چه کاربردهایی دارد؟
هوش معنوی یا SQ را می توان همان توانایی دانست که به ما قدرتی می دهد و رویاها و تلاش و کوشش برای به دست آوردن آن رویاها را می دهد. این هوش زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها معتقدیم و نقش باورها، هنجارها، عقاید و ارزش ها را در فعالیت هایی را که بر عهده می گیریم در بر می گیرد. هوشی که به واسطه آن سوال سازی در ارتباط با مسائل اساسی و مهم در زندگی مان می پردازیم و به وسیله آن در زندگی خود تغییراتی را ایجاد می کنیم. با استفاده از هوش معنوی به حل مشکلات با توجه به جایگاه، معنا و ارزش آن مشکلات می پردازیم. هوشی که قادریم توسط آن به کارها و فعالیت هایمان معنا و مفهوم بخشیده و با استفاده از آن بر معنای عملکردمان آگاه شویم و دریابیم که کدامیک از اعمال و رفتارهایمان از اعتبار بیشتری برخوردارند و کدام مسیر در زندگی مان بالاتر
ادامه مطلب
مديريت فرايندمحور
مرتضي سلطاني و سجاد اسمعيل لو
مقدمه
يكي از ويژگيهاي دنياي كسب و كار كنوني تغيير مداوم و نسبتاً سريع در نيازهاي مشتريان است. در تجارت پررقابت امروز، سازماني شانس بقا دارد كه سازوكارهاي لازم براي آگاهي سريع از اين تغييرات را داشته و توانايي پاسخگويي سريع به آنها را نيز دارا باشد، درغير اين صورت شانس چنداني براي باقي ماندن در عرصه رقابت نخواهد داشت. سازمانها به مرور زمان و در اثر تجربه دريافته اند كه رويكرد وظيفه اي در كسب و كار، انعطاف و پويايي را از بين مي برد. سازمانهاي وظيفه مدار به سختي مي توانند در برابر تغييرات محيطي از خود انعطاف نشان داده و با محيط سازگار شوند. رويكردي كه در مقابل رويكرد وظيفه اي به سازمانها پيشنهاد مي شود رويكرد فرايندي است.
فرايند عبارتست از يك سري فعاليتهاي مرتبط به هم كه براي رسيدن به هدفي خاص انجام مي شوند. فرايند را مي توان يك زنجيره ارزش دانست كه هر مرحله (هر دانه زنجير) ارزشي به مرحله قبل مي افزايد. بنابراين، فرايندهاي كسب و كار عبارتند از فعاليتهاي اساسي
ادامه مطلب
و مرگش خاموشی آن!
بنگر در این فاصله چه کردی؟
گرما بخشیدی...!؟
یا سوزاندی...؟
با هر کسی که از نزدیک کار کنید، نسبت به عملکرد او درک مفیدی خواهید یافت. این امر، به ویژه در مورد رئیستان صادق است یعنی کسی که با او به دلایل مختلف در ارتباط هستید:
جلسات مشتریان، ارائه محصول، جلسات رو در رو، مذاکره و غیره. اما حتی اگر بینش شما نسبت به رئیستان مفید باشد، آیا شما در جایگاهی هستید که آن را با او در میان بگذارید؟ آیا میتوانید شغل و رابطه خود را در رابطه با او با گفتن آنچه میبینید یا با دادن بازخورد دوستانه به خطر بیاندازید؟ به دادن بازخورد به رئیس، در اصطلاح معمول، بازخورد رو به بالا گفته میشود که در اجراي آن به مهارت نیاز است. با این وجود، اگر نظرات شما درست و هوشمندانه ارائه شود، نه تنها میتواند
ادامه مطلب
دکتر های کامپیوتری به بازار می آیند (آزرو)
اخیرا کارشناسان( پکیجی) طراحی کردند که فرد زمان مراجعه به مراکز درمانی خون وادرار ومدفوع خود را در جایگاه مخصوص قرار می دهد .سپس ازدالان تعبیه شده عبور داده می شود ودر این فاصله از شخص عکس و...گرفته می شود سپس کامیوتر پس از 10دقیقه علت بیماری شخص را با قدرت بالای 95درصد تشخیص داده ونسخه آن را تجویز می کند گفتنی است این دستگاه در سال 2015در مقیاس کوچکتر به بازلر عرضه خواهد شد .از مزایای این دستگاه می شود گفت کاربران دستگاه نیاز به سواد انچنانی ندارند وحتی می شود در روستاها ومکانهای دور دست از آن استفاده کرد از مزایای دیگر این دستگاه جلوگیری از خطای انسانی در حد قابل توجه ، هزینه کم و خدمات رسانی بیشتررا نام برد ،
سازمانها هم مثل انسانها گاهی مريض می شوند، بستری می شوند و می ميرند، مرگ سازمان زمانی فرا می رسد که هدف سازمان گم شده باشد.
در کوچه ما سه مغازه بقالی وجود د ارد . اگر بخواهم یک عدد پفک بخرم
در هر مغازه محصول با قیمت متفاوت عرضه می شود
ویا هر روز وهرساعت قیمت ها بالا می رود واز سقوط قیمت خبری نیست
.در محله ما کارمند ان در وقت اداری از اداره جیم می شوند
ویا تا نصف روز در اداره مشغول خوردن صبحانه ونهار واقامه نمازهستند .
در محله ماکسی برای هیچ کاری خود را مسئول نمی داند
در محله ما اگر کسی صادقانه رفتار کند اورا عوام فریب می نامند .
از ریئس گرفته تا رفتگر نمیداند هر حرف وحرکتی بکند
در زندگی وسرنوشت میلیونها انسان اثر می گذارد
در محله ما پس از گذشت 33سال مسئولین محله جرات اعطای مجوز
به تاسیس صداوسیمای خصوصی را ندارندتا هزاران جوان بیکار مشغول کارشوند و
از مشکلات آشکار ونهان محله بگویند
.ملت بی صاحب در جستجوی حقیقت وفرار از اینهمه دروغ
به ماهواره های غربی پناه آورده اند ومی دانم که
.محله ما صاحب ندارد
اينكه چرا افرادنميتوانند خود را از تصميمهاي گذشته رها كنند بهاين علت است كه تمايلندارند اشتباه خود را بپذيرند.
مديران بايد تشخيص دهند كه در دنياينامطمئن كنوني گاهي اوقات تصميمهاي خوب ميتوانند نتايج بد داشتهباشد.
تاكيد بيش از حد بر صحت نظرات خود ميتواند باعث خطا در قضاوت ودر نتيجه تصميمگيري نامطلوب شود.
در هر گام از فرآيند تصميمگيري،ادراكهاي نادرست، انحرافها و دامهاي تفكر ميتوانند انتخابهايي را كه انجامميدهيم، تحت تاثير قرار دهند.
مديران ميتوانند نظمي را در فرآيندتصميمگيري خود پديد آورند كه بتواند خطاهاي فكري را پيش از اينكه بهاشتباه در قضاوت بدل شوند، آشكار كند.
مهمترين كار هر مديرتصميمگيري است. اين كار دشوارترين و خطرناكترين كار هر مدير نيز هست. گاهياوقات تصميمهاي بد ميتوانند صدمات غيرقابل جبراني به يك تجارت وارد آورند. پس تصميمهاي بد از كجا ميآيند؟
یک کشاورز می تواند با راهاندازی روشهای جدید کاشت، آبیاری، نگهداری و ... کمیت یا کیفیت محصولات خود را بالاببرد. یک کارمند می تواند برای انجام فعالیت های روزانه و البته در چهارچوب اختیارات خود روشهای جدیدی را اختیار کند تا انجام
ادامه مطلب
ادامه مطلب

